نگاهی به کتابهای مدیریت
مديريت بحران، پيش از روي دادن
نويسندگان: ئي ين اي. ميتراف، و گاس انگناس
مترجم: محمود توتونچيان
ناشر: موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي
نوبت چاپ: چاپ اول، 1381
موضوع اين كتاب فلسفه كلي و تصوير گسترده تر مديريت بحران است، كه
شامل جزئيات مديريت بحران نيز مي شود. تفاوت اين كتاب با بيشتر كتابهايي كه درباره
مديريت بحران نوشته شده در اين است كه جزئيات را در بافت كلي تر و تصوير گسترده تر
مديريت به دست مي دهد. اين كتاب دستاورد بيش از سي سال تجربه و مطالعه نظامها و
پيچيده و كاربرد آن در حل مشكلات پردردسر شركتها ست.
كتاب داراي نوشته اي درباره نويسندگان، سخني با خوانندگان، پيشگفتار،
نه فصل و يادداشتهاست كه مترجم آن را در مجموعه 162 صفحه اي ترجمه و منتشر شده است.
درباره نويسندگان: دكتر ميتراف پروفسور برجسته خطي مشي بازرگاني و
بنيانگذار مركز مديريت بحران دانشگاه كاليفرنياي جنوبي و رئيس موسسه مديريت جامع
بحران است.
ايشان مؤلف بيش از250 رساله و مقاله و بيست ويك كتاب درباره موضوعهاي
مختلف است كـــه شامل: مديريت بحران، خط مشي بازرگاني، فرهنگ سازماني، اخلاق در
محيط كـــار، و برنامه ريزي استراتژيكي مي شوند. همچنين عضو آكادمي مديريت، رئيس
انجمن بين المللي سيستم هاي علوم و عضوانجمن روانشناسان آمريكااست ،
گاس اتكناس معاون مديريت جامع بحران است. وي در رشته مديريت بحران
پژوهشگري فعال است و عضو انجمنهاي گوناگون صنايع است: انجمن مديريت منابع انساني، انجمن امنيت صنعتي آمريكا، انجمن بين
المللي مديريت تسهيلات، شوراي تجارت و صنعت، برنامه ريزي اضطراري و آمادگي، و
انجمن برنامه ريزي حوادث پيش بيني نشده است.
نگاه كلي
به نظر نويسندگان، امروزه هر شركت بزرگ و پيچيده اي در معــــرض سوانح
فاجعه آميز و خطاهاي بشري و خيانتهاي بي چون و چرا قرار دارد. چه بسا هريك از اين
سوانح به شكلي تصاعدي بالا بگيرد و سبب از دست رفتن جان و مال مردم شود. مسئله اين
نيست كه آيا سازمان شما درمعرض بحراني عظيم قرار خواهدگرفت يا خير؟ بلكــــه مسئله
اين است كه چگونه، چرا و چه وقت آسيب پذيري سازمان شما برملا خواهد شد؟ و اين كه
شما در اين ميان قرباني شمرده خواهيد شد يا مجرم مهم نيست.
ميتراف كه در دنيا به عنوان بنيانگذار مديريت بحران شناخته شده در
كتاب مديريت بحران، بيش از روي دادن خاطرنشان مي كند چگونه باور داشت كه: براي
سازمان ما چنين اتفاقي نمي افتد دست آخر موجب فروپاشي كل سازمان مي گردد. نويسنده
مسئله گفتن حقيقت را پيش مـــــي كشد و نظريه هاي مشورتي عملي و بصيرتهاي فلسفي
سودمندي را ارائه مي كند و براي كنترل و مهار دامنه ضرر و زيان سازمان چـــارچوبي
عملي به دست مي دهد. اين الگو الگوي بهترين طرزعمل به توضيح نكات زير مي پردازد: -
چگونه نشانه هاي هشدار قبلي خطر را شناسايي كنيم و آنچه را كه بيش از همه بحرانها
روي مي دهد تشخيص دهيم؟
- چرا عوامل پنجگانه - انواع خطرها، سازوكارها، سيستم ها، سهامداران،
سناريوها - در مديريت بحران در جريان بحران، عناصري كليدي محسوب مي شوند؟ - چگونه
عوامل خطر را بيرون از حيطه معلوم و قابل پيش بيني گذشته تعيين كنيم؟
- چگونه بروز بهترين و بدترين اتفاق ممكن را پيش بيني كنيم؟
محتوا
1 - نويسندگان كتاب را با يك پرسش اساسي آغاز كرده اند: چرا بحران جزء
جدايي ناپذير و هميشگي جوامع نوين است؟ آنگاه در اين ارتبــــاط بحث و بررسي را
اين گونه ادامه داده اند.
از سال 1900 ميلادي،28 سانحه مهم در دنيا روي داده است. منظور از كلمه
مهم اين است كه در هر كدام، دست كم 50 نفر جان خود را از دست داده اند. اگر
كوچكترين ترديدي داريد كه بحران به صورت ويژگي دائمي و چشمگير زندگي امروزه درآمده
است به صورت زير توجه داشته باشيد:
- بيماري جنون گاوي
- پرواز شماره 800 شركت هواپيمايي TWA ؛
- پرواز شماره 100 شركت هواپيمايي سوئيس اير؛
- فاجعه اتمي تيري مايل آيلند در ايالت پنسيلوانياي آمريكا؛
- انفجار سفينه هوايي چلنجر؛
- زهرآلود شدن كپسول داروي تي لنل؛
- انفجار كارخانه شيميايي يونيون كار بايد در بوپال هندوستان؛
- نشست نفت از كشتي نفتكش اگزال والدز
برخلاف مديريت موقعيتهايي اضطراري و مخاطره آميز كه تنها با سوانح
طبيعي سروكار دارند، مديريت بحران كلاً با بحرانهايي كه به دست انسان پديد آمده اند
يا انسان سبب روي دادن آنها بوده است سروكار دارد مانند: دزدي رايانه اي، آلودگي
محيط زيست، كلاه برداري، دست بردن در فراورده ها، خشونت در محيط كار. برخلاف سوانح
طبيعي، بحرانهايي كه به دست انسان پديد مي آيند اجتناب پذيرند. به همين دليل، مردم
سازمانهايي را كه مسئول بروز آنها هستند موردانتقاد شديد قرار مي دهند.
2 - پيتر دراكر استاد برجسته و مشاور مديريت، هوشيارانه خاطرنشان مي كند
كه اگر سازمانهاي بي شماري به دردسر افتاد ه اند و يا مي افتند، به خاطر اين نيست
كه از روز نخست ناموفق بوده اند، بلكه به اين دليل است كه مدتهاي زيادي غرق در
موفقيت بوده اند.
درنتيجه بدون آنكه فكر كنند، همان كارهاي هميشگي را تكرار مي كنند،
هرچند كه شرايط زماني و مكاني كه كارهاي پيشين آنها را توجيه مي كرد، از ميان رفته
است. دراكر اين وضعيت را شكست موفقيت خوانده است.
برخلاف يك ماشين ساده، نمي توان نظامي را به ذره ها و اجزاي اصلي آن
تقسيم كرد. بخشهاي
گوناگون يك سيستم نه جدا از هم صاحب موجوديت هستند و نه به تنهايي انجام وظيفه مي
كنند. اكنون همين موضوع درباره همه سيستم هاي بغرنجي كه جوامع نوين را تشكيل مي
دهند و بر آن فرمان مي رانند، مصــداق دارد. هر اندازه سيستم بزرگتر و پيچيده تر
باشد، بيشتر پذيراي اختلال خواهدبود. فاجعه هايي كه به دست بشر پديد مي آيند به پنج عامل مهم بستگي دارند
كه از ويژگيهاي جهان امروز است:
1 - پيچيدگي؛
2 - مرتبط بودن؛
3 - اندازه و گستره؛
4 - سرعت؛
5 - عيان بودن و وضوح آنها و سوپذيري.
3 - يكي از مهمترين يافته هاي بررسي شده تعداد بي شمار و گوناگون بحرانها
اين است كه براي مديريت بحران، روش يا چارچوب كلي وجود دارد. به تكرار آشكار شده
است، سازمانهايي كه براي رويارويي با بحرانها آمادگي دارند، نه تنها تا اندازه
زيادي سريعتر ترسيم مي يابند، بلكه در مقايسه با سازمانهايي كه به كلي آمادگي
ندارند، خسارت بسيار كمتري مي بينند.
پژوهشهاي انجام شده آشكار ساخته اند كه بهترين سازمانها، چگونه براي
رويارويي با بحرانهاي بزرگ، برنامه ريزي مي كند. نخستين يافته اين است كه اينان
كوشش مي كنند دست كم براي يك بحران، درهريك از گروه بحرانها، آمادگي داشته باشند.
مديــريت موثر بحران در دو پرسش خلاصه مي شود:
الف - سازمان تا چه اندازه اي مي تواند درمورد ضعف و قدرت خود، واقعيت
را بپذيرد؟
ب - سازمان تا چه اندازه حاضر است براي رفع نقاط ضعف و افــــزايش
قدرتهاي خود، سرمايه گذاري كند؟
4 - مديريت بحران اين است كه بررسي كند، بحرانهايي كه زاييده دست بشر است،
چرا اتفاق مي افتد و چگونه مي شود از بروز آنها پيشگيــري كرد. امروزه از نقطه نظر
زمان و مكان ،دنيا چنان به هم پيوند خورده است كه هر رويدادي كه در جهان اتفاق مي
افتد، مي تواند رويدادهاي ديگري را به شكلهايي كه ما تنها آگاهي مبهمي از آنها
داريم، تحت تاثير قرار دهد. با درنظر گرفتن اين تغيير بنيادي در زمان و مكان چگونه
مي توان سازمانها را اداره كرد؟
5 - در بحثهـــاي قبلي نويسندگان استدلال كرده اند كه مديريت موثر بحران
اين نيست كه از فرمول يا روش عمل ماشيني پيروي كند. هيچ چارچوبي، براي مديريت
بحران، هر اندازه هم كامل و خوب باشد، نمي تواند جايگزين شخصيت و خلاقيت شود. به
سخن ديگر، مديريت موثر بحران محصول كنشهاي متقابل چندگانه با چارچوبي كامل،
ويژگيها و خلاقيت سازمان است.
نويسندگان ادامه مي دهند تقريباً، پيامد تمامي بحرانهاي زائيده دست
بشر دو چيز است. يا به شما به ديده قرباني مي نگرند يا مجرم. تعريف اصلي قرباني،
شخص يا سازماني است كه آگاهانه يا از روي ناداني به او آسيب وارد مي شود. همچنين
ممكن است قرباني كسي باشد كه ندانسته و يا از روي عدم آگاهي به شخص ديگري آسيب
رسانيده باشد.
6 - شكست مثل صاعقه از آسمان نمي آيد. بلكــه رفته رفته و مطابق منطق خود
گسترش مي يابد. پيش از روي دادن، همه بحرانها يك سلسله علامتهــاي هشداردهنده
اوليه بيرون مي فرستند. اگر بتوان اين علامت ها را گرفت، روي آنها اقــدام كرد، مي
توان از خيلي از بحرانها جلوگيري كرد. مسئله اين است، آنهايي كه بيشتر از همه از
موضوع اطلاع دارند، اغلب كساني هستند كه كمترين قدرتها را براي اين كه توجه سازمان
را به آن جلب كنند دراختيار دارند.
7 - يكي از اندوه بارترين واقعيتها درباره نظام آموزش جاري اين است كه
مهمترين دليل توجيه موجوديت خود را به فراموشي سپرده است. هدف اصلي آموزش در تمامي
سطوح اين نيست كه حقايق را ياد بدهند - كه در هر صورت دائماً دارند اعتبار علمي خود را از دست مي دهند - بلكه
آموزش مهارت تفكر انتقادي است. تفكر انتقادي نه تنها به ما اجازه مي دهد به مشكلات
پس از روي دادن آنها پاسخ بدهيم، بلكه مهمتر از اين، به ما اجــازه مي دهد كه
مشكلات را قبــل از روي دادن، پيش بيني كنيم. يعني قبل از آنكــه فرصت چاره جويي
به كلي از دست برود.
نويسندگان در پايان كتاب اشاره دارند كه اگر قرار باشد يك پيشنهاد مهم
ارائه دهند كه سازمانها، برنامه مديريت بحران را با آن آغاز كنند، آن پيشنهاد اين
خواهدبود كه كار سازمان را با طرح ريزي و به اجرا درآوردن سازوكارهاي شناسايي
علائم خطر بحران در تمامي سازمان آغاز كنند
این وبلاگ جهت اســـتفاده تمامی پرستاران ایران و ایرانیان پرستار